اخلاق و فضائل

اسلام با حمایت مالی چه کسی پیشرفت کرد؟

یکی دیگر از تحریفاتی که منافقین در تاریخ صدر اسلام وارد کردهاند جریان ثروت ابوبکر و کمکهای مالی او در جهت پیشرفت
اسلام میباشد. منافقین با این کار دو هدف اساسی را دنبال میکردند: اول آنکه بدین وسیله فضیلتی برای او بتراشند[ ۵۱ ] و او را در
راه پیشرفت اسلام فردی مؤثر و صاحب خدمات ارزشمند معرفی کنند. و دوم آنکه کار خدمات ام المؤمنین سلام الله علیها در
جهت پیشرفت اسلام را منکر شده و یا بر آن سرپوش گذارند. اما این ادعا به دلائل متعددی، بی اساس است و جزء تحریفات
تاریخی محسوب میشود:
دلیل اول
ابوبکر فرزند ابی قحافه از طایفه تیم، یکی از طوائف قبیله قریش میباشد. پدرش ابی قحافه در جوانی صیاد بوده و از راه شکار
پرندگان و فروش آنان زندگی خود را میگذرانده.[ ۵۲ ] وی در سن پیری نابینا شد و چون ابوبکر توانایی مالی برای نگهداری از
وی و رسیدگی به امور معیشتی او را نداشت، لاجرم برای به دست آوردن قوت روزانه خود به خدمت عبدالله بن جدعان[ ۵۳ ] که
یکی از اشراف مکه بود در آمد و بر سر سفره او میایستاد و مردم را برای خوردن غذا دعوت میکرد و بدین واسطه از عبدالله بن
جدعان به اندازه قوت لایموت خود مزد میگرفت؛[ ۵۴ ] این در حالی بود که خود ابوبکر نیز وضعیتش بهتر از ابوقحافه نبود. زیرا تا
قبل از اسلام، معلم مدرسههای یهودیان بود و به واسطه تعلیم فرزندان آنان حقوقی را از ایشان میگرفت و گذران امور میکرد و
بعد از اسلام نیز به خیاطی روی آورد و حاصل دست این کار را به مسجدالحرام میآورد و در آنجا دستاری پهن میکرد و به
تجاری که به آنجا میآمدند، میفروخت.[ ۵۵ ] این وضعیت مالی ابوبکر در مکه بود. اما در مدینه هم وضعیتی بهتر از این نداشت.
زیرا به شهادت اهل تسنن وی در مدینه برای معاش و تهیه خانه محتاج به کمک انصار بود. حال، چگونه شخصی با این اوضاع
صفحه ۱۹ از ۳۷
اسفناک مالی، اسلام را از ثروت خود مستغنی میکند و با نثار مال، خدمات ارزشمندی در جهت پیشبرد آن انجام میدهد؟! سئوالی
است که مدعیان آن میبایست جواب آن را بدهند. در حالی که خود اهل تسنن روایت زیادی در کتابهایشان مبنی بر فقر مالی
ابوبکر در زمان حضور وی در مدینه و همچنین طریقه گذران زندگی وی در مکه آوردهاند، دیگر چه جای شک و شبهه ای در
دروغ بودن این ادعا باقی میماند؟ در کتاب الجمع بین الصحیحین از ابوهریره وارد شده است که: وقتی رسول خدا صلی الله علیه و
آله از منزل خارج شدند، ناگهان چشم مبارک ایشان به عمر و ابابکر افتاد و به آنان فرمودند: چه چیزی در این وقت شما را از خانه
بیرون آورده است؟ آنان در جواب گفتند: گرسنگی.[ ۵۶ ] این روایت در کتب روایی خود اهل تسنن وارد شده است. حال اگر
فردی منصف به این روایت و امثال آن بنگرد و همچنین به بافتههای منافقان در راه اثبات ثروت و تمکن مالی برای ابوبکر نیز توجه
کند که از هر راه ممکن سعی در اثبات آن را داشته اند، دیگر هیچ شکی در دروغ بودن ادعاهای منافقان باقی نمیماند. البته فقط
اثبات تمکن مالی ابوبکر نیست که مدعیان خدمات مالی وی به اسلام را دچار مشکل کرده است، بلکه سئوال دیگری نیز در اینجا
مطرح است که بر فرض اثبات ثروتمندی وی، باز هم از طرف آنان بی جواب میماند و آن اینکه این کمکهای مالی ابوبکر در
چه زمانی و در چه جهتی صرف شد و کدام گروه از کار مسلمین با این کمکها باز شد و چه آثار و نتایجی را در بر داشت؛ به
عنوان مثال، هرگاه صحبت از ثروت بیحد و حصر امالمؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها و نثار کردن آن در راه پیشرفت اسلام
صحبتی به میان میآید، یکی از نتایجی که برای آن ذکر میشود تاثیر آن در واقع گرفتاریهای سه سال حضور رسول خدا صلی
الله علیه و آله عده زیادی از افراد خانواده و اصحاب ایشان در شعب ابی طالب میباشد. زیرا در طول این سه سال، ایشان و
همراهانشان با تحریم همه جانبه کفار مکه مواجه بودند و با سختی و عسرت زندگی را در آن مکان میگذراندند و فقط دارایی ام
المؤمنین سلام الله علیها بود که در آن ایام گره از مشکلات مادی ایشان میگشود و ادامه حیات در آن مکان را برای ایشان میسر
میکرد. اما ثروت ابیبکر در چه زمانی و در چه جا و مکانی مصروف پیشرفت اسلام شد؟ در مکه یا در مدینه؟ در چه برههای از
زمان؟ آیا در مکه با وجود ثروت مثال زدنی امالمؤمنین خدیجه سلام الله علیها که اشراف قریش برای تجارت خود دست نیاز به
درگاهش دراز میکردند رسول خدا به واسطه غنائم به دست آمده از جنگ با کفار، اسلام و پیامبر بزرگوار آن را مستغنی از
هرگونه احیتاجات مالی نمود؟ در کدام برهه از زمان کمکهای مالی ابوبکر به فریاد اسلام رسید و کدام مشکل را حل کرد؟
مدعیان این گونه اکاذیب باید جوابگوی این سئوال باشند؟ اما تاکنون پاسخی به این سئوالات داده نشده است. دلیل دوم: یکی از
آیات قرآن مجید که در واقع حکم محک بزرگی برای شناسایی ایمان مسلمانان حاضر در مدینه و همچنین مشخص شدن معرفت و
میباشد. خداوند در این آیه شرطی را برای ملاقات با « نجوی » عشق و علاقه آنان به رسول خدا صلی الله علیه و آله را دارد، آیه
رسول خدا صلی الله علیه و آله پیش روی مسلمین قرار میدهد که هر کس مایل به ملاقات با ایشان است میبایست قبل از ملاقات
صدقه بدهد.[ ۵۷ ] قبل از نزول این آیه، صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله وقت و بی وقت به خدمت ایشان میرسیدند و حتی
گاهی با مراجعههای مکرر و بی مورد خود موجبات اذیت ایشان را فراهم میکردند، اما با نزول این آیه دیگر هیچ یک از ایشان به
حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله نرسیدند. زیرا حاضر نبودند برای رسیدن به حضور اشرف کائنات،رسول گرامی اسلام صلی
الله علیه و آله پولی را خرج نموده و صدقه بدهند. تنها به شهادت روایات وارده در کتب روائی شیعه و اهل تسنن، فقط امیرالمؤمنین
سلام الله ملائکته و رسله و جمیع خلقه هر روز صدقه میدادند و به حضور ایشان میرسیدند.[ ۵۸ ] البته قابل ذکر است که این آیه
بعد از مدت کوتاهی نسخ شد و ثمرهای که از آن به جای ماند این بود که بر عالمیان مشخص شد که رسول گرامی اسلام صلی الله
علیه و آله تنها یک عاشق، یک یاور و یک ناصر در راه ابلاغ رسالت خویش دارد و آن هم کسی نیست جز علی مرتضی علیه
السلام ؛ همان بزرگواری که در سختترین شرایط حامی و پشتیبان رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده و فقط با نصرت او بود که
نهال نوپای دین، بارور شد و از خطر نابودی نجات یافت. دلیل دوم ما در رد کمک مالی ابوبکر، درست همین آیه و جریانات بعد
صفحه ۲۰ از ۳۷
از نزول این آیه میباشد. زیرا اگر فرض کنیم ابی بکر اموال خود را نثار اسلام و پیشرفت آن کرده باشد، پس میبایست در این
زمان هم که رسیدن به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله احتیاج به صرف مال و صدقه دادن دارد، وی را از اولین کسانی ببینیم
که با دادن صدقه به خدمت ایشان میرسیده و تا زمان نسخ این آیه بر آن مداومت داشته است. زیرا کسی که آنقدر شجاعت و از
خودگذشتگی دارد که در مکه در زمان غربت اسلام و غلبه کفر ثروت هنگفتی را خرج اسلام و مسلمین کند ، به طور حتم می
بایست در مدینه و در زمان قدرت گرفتن اسلام و مسلمین نیز دست از دست و دلبازی برنداشته و برای رسیدن به خدمت نبی مکرم
اسلام صلی الله علیه و آله صدقه بدهد نه اینکه به خاطر نزول این آیه قید ملاقات با ایشان را بزند. البته ممکن است مدعیان این
مطلب در جواب بگویند که ابی بکر در مدینه فقیر بوده و قدرت بر دادن صدقه برای رسیدن خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله
را نداشته که در جواب آنان باید گفت که اولًا فقر در مدینه مختص به او نبوده بلکه اکثر مهاجرین در آن روز فقیر بودهاند و در
همان شرایط نیز این آیه نازل شد و ثانیاً به شهادت روایات، امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در آن ایام دستشان از دارایی مالی خالی
بوده و برای رسیدن به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله قرض میگرفتند و صدقه میدادند و به خدمت ایشان میرسیدند.
دلیل سوم
خداوند در قرآن مجید در موارد متعددی از افرادی که به خاطر اسلام از جان ومال خود مایه گذاشتهاند و برای پیشرفت آن از هیچ
کمکی دریغ نکردهاند، یاد کرده است؛ مثلا برای تقدیر از کمکهای بی دریغ مالی ام المؤمنین خدیجه سلام الله علیها در سوره
از ثروت ایشان و بینیازی رسول خدا صلی الله علیه و آله به واسطه آن ثروت یاد می « ووجدک عائلاً فاغنی » در آیه « الضحی »
انما » کند.[ ۵۹ ] و یا مثلًا خداوند به خاطر تقدیر از امیرالمؤمنین علیه السلام که در نماز انگشتری را به فقیر صدقه داده بودند، آیه
را نازل کرد. امثال این آیات در قرآن مجید بسیار است. « ولیکم الله و رسوله والذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون
حال سوال اینجاست که اگر واقعاً ابوبکر صاحب اموال و دارایی بسیاری بوده و آن را در راه اسلام خرج نموده، به گونهای که این
نثار مال سبب در پیشرفت اسلام گردیده، پس چرا خداوند در قرآن مجید از آن یاد نکرده و آیهای در تقدیر از این عمل وی نازل
نشده است؟ این هم از آن دست سئوالهایی است که منافقین میبایست جواب گوی آن باشند. همانگونه که در روایت شریف
در بدو امر بعثت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه « اسلام با غربت و تنهایی آغاز گردید » : نبوی وارد شده است که ایشان فرمودند
و آله هیچ یک از متنفذین مکه و اشراف و بزرگان آن حاضر به قبول اسلام و کمک و همراهی رسول خدا صلی الله علیه و آله
نشدند و همواره سعی در جلوگیری از ترویج آن در میان مردم مینمودند و تنها در میان بزرگان قریش ، دو عموی گرامی ایشان ،
یعنی حضرت ابی طالب و حضرت حمزه سیدالشهداء علیهما السلام و همچنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها در تمامی
لحظات تبلیغ در کنار ایشان بوده و یاور و حامی و پشتیبان ایشان در این امر بودند. البته قابل ذکر است که هر سه این بزرگواران در
قبل از بعثت ایشان به رسالت آن بزرگوار معتقد بودند و سالیان درازی منتظر بعثت ایشان بودند و با ابلاغ رسالت به ایشان از جانب
خداوند، بی درنگ ایمان خود به ایشان را اعلام داشتند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به غیر از این بزرگواران در میان
بزرگان مکه ، هیچ یاور دیگری نداشت و اشراف مکه، مانند ابوسفیان، ابوجهل و ابولهب و … سعی در سنگ اندازی و کند کردن
مسیر تبلیغ دین مینمودند و این کار آنان به صورت های گوناگونی بروز مییافت؛ گاهی تصمیم بر ترور ایشان میگرفتند و گاهی
مسلمانان و پیروان ایشان که در آن ایام بیشتر از خانوادههای فقیر و تنگدست بودند را شکنجه و اذیت و آزار میکردند و زمانی هم
با تحریم همه جانبه ایشان و جمیع پیروانشان اسباب هجرت ایشان را به شعب ابی طالب فراهم نمودند. ایشان بعد از بعثت به مدینه
سیزده سال در مکه به امر تبلیغ دین خدا مشغول بودند که لحظه لحظه آن با سختیها و مرارتهای زیادی همراه بود، اما وجود ذی
جود ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها در کنار ایشان و همچنین کمکهای مالی ایشان در آن ایام به رسول خدا صلی الله
صفحه ۲۱ از ۳۷
علیه و آله و همچنین حمایتهای بی دریغ دو عموی گرامی ایشان بود که حضور در مکه با آن شرائط سخت را برای ایشان میسر
نمود، به گونهای بعد از رحلت حضرت ابوطالب و ام المؤمنین علیهما السلام دیگر مکه برای ایشان جای امنی نبود وبه مدینه هجرت
نمودند و چه خوب رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از زحمات ایشان تقدیر کردهاند، هنگامی که سبب پایداری و استقامت
اسلام در مقابل آن همه توطئههای کفار و منافقین را یکی دارایی خدیجه کبری سلام الله علیها و دیگر شمشیر امیرالمؤمنین علیه
السلام بیان نمودند. قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ما قام و لااستقام دینی الا بشیئین: مال خدیجه و سیف علی بن ابی طالب علیه
[۶۰].« السلام
برگرفته از کتاب سیری در زندگانی ام المؤمنین حضرت خدیجه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *