از دیدگاه شعرا

اشعار ورقه در مورد حضرت خدیجه

قال ابن اسحاق: و قد کانت خدیجه بنت خویلد ذکرت لورقه بن نوفل بن اسد بن عبدالعزی بن قصی- و کان ابن عمها و کان نصرانیا قد تتبع الکتب و علم من علم الناس ما ذکر لها غلامها من قول الراهب و ما کان یری منه اذ کان الملکان یظلانه – فقال ورقه: لئن کان هذا حقاً یا خدیجه ان محمداً لنبی هذه الاکۀ، قد عرفت انه کائن لهذه الامۀ نبی ینتظر هذا زمانه- او کما قال- فجعل ورقه یستبطیء الامر و یقول حتی متی؟ و قال فی ذلک:
لججت و کنت فی الذکری لجوجالهمّ طال ما بعث النشیجا
و وصف من خدیجه بعد وصف فقد طال انتظاری یا خدیجا
ببطن المکتین علی رجائی حدیثک ان أری منه خروجا
بما خبرتنا من قول قسمن الرهبان اکره ان یعوجا
بان محمدا سیسود قوماًو یخصم من یکون له حجیجا
و یظهر فی البلاد ضیاء نوریقوم به البریه ان تموجا
فیلقی من یحاربه خساراًو یلقی من یسالمه فلوجا
فیالیتنی اذا ما کان ذا کمشهدت و کنت اولهم ولوجا
ولوجاً فی الذی کرهت قریشو لو عجت بمکتها عجیجا
ارجی بالذی کرهوا جمیعاًالی ذی العرش ان سفلوا عروجا

۱- رحمت عالیمان (حضرت محمد المصطفی صلی الله علیه و آله)، ص ۱۴۳ و ۱۴۴٫
۲- البدایه و النهایه، ج۳، ص ۱۲ و ۱۳؛ سیره ابن هشام، ج۱، ص ۲۵۴؛ سیره حلبی، ج۱، ص ۲۳۹ و ۲۴۰؛ سیره نبوی دحلان، ج۱، ص ۸۱ و ۸۲٫
ص:۴۳
و هل امر السفالۀ غیر کفربمن یختار ن سمک البروجا
فان یبقوا و ابق یکن اموریضجّ الکافرون لها ضجیجاً
و ان اهلک فکل فتی سیلقیمن الاقدار متلفۀ خروجاً.(۱)
برگرفته از کتاب دانشنامه حضرت خدیجه سلام الله علیها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *