سیره عملی و رفتاری

حضرت خدیجه سلام الله علیها و شناخت زمان و مکان و شرایط بازار در پرتو آگاهی و مشاوره

او در برنامهریزی از مشاوران کاردانی بهره میجست و چنان بود که انتخاب وقت و فرصت، نوع کالا و مقدار آن، حرکت و
بازگشت و توقف کاروان را با آگاهی از زمان و مکان، به گونهای تنظیم و تدبیر میکرد که شگفتی همگان را برمیانگیخت و
کاروان بزرگ تجارتیاش هماره در راه بود، و از یمن به حجاز و از حجاز به شام و دیگر مراکز مهم اقتصادی و مبادلاتی جهان
عرب میرفت، و سودی سرشار و عادلانه با خود میآورد. اگر به شرایط آن روز جهان و نیز دنیای عرب و قلمرو حجاز در آن
از حقوق انسانی و اجتماعیاش را به یاد داشته باشیم، و اگر زنده به « زن » روزگاران آشنا باشیم، و نیز اگر اسارت و محرومیت کامل
گور شدن دختران را به خاطر بیاوریم، آنگاه ادارهی چنین شریان مهم اقتصادی به وسیلهی یک دختر هوشمند و پاکمنش و به
مدیریت توانمند و تدابیر ظریف و دقیق اقتصادی و اجتماعی او، ما را به شخصیت برجسته و ابتکار در کارها و روح مدیریت و
سازندهی او رهنمون میشود و درمییابیم که به راستی او در آن روزگاران، خردمندترین و مدبّرترین و کارآمدترین بانوی جهان
وزیر نفت سابق « زکی یمانی » خویش بود. دانشمند و روشنفکر عرب، دکتر محمد عبده یمانی، وزیر فرهنگ پیشین سعودی و برادر
آن کشور در کتاب خویش ( ۵۳ ) در وصف ایمان و اخلاص و شهامت و عظمت روحی و درایت و مدیریت و فداکاری خدیجه از
جمله چنین مینویسد: خدیجه، این بانوی آگاه و پاکسرشت که حقگرایی، فضیلت طلبی، نواندیشی و عشق به کمال و پیشرفت از
ویژگیهایش بود، از همان روزگار جوانی، یکی از دختران نامدار و با فضیلت حجاز و عرب به شمار میرفت. او در جهان عرب
صفحه ۱۸ از ۳۸
نخستین زن توانمندی است که در اقتصاد و تجارت و مدیریت درخشید و در این راه شخصیت منطقهای و شهرت جهانی به هم زد؛
به گونهای که نام بلند او در تاریخ عرب و در آثار و نوشتههای تاریخنگاران پیش از اسلام نیز با شکوه و عظمت و به عنوان یک
قهرمان بزرگ ملّی و یک مدیر توانمند و کارآفرین با درایت و معنویت آمده است. و نیز مینویسد: این بانوی بزرگ، نه تنها
انسانی پیشتاز و رشدیافته و آراستهی به جمال و کمال و دارای خِرد و روحی بزرگ بود، که فرشتهای پُرشکوه را در سیمای انسان
مینمود. او از شهامت و عظمت روحی و فکری وصفناپذیری بهرهور بود. آیا در مورد هماندیشی، همگرایی، همگامی و همراهی
اندیشمندانه و دلیرانهی او با پیامبر آزادی و عدالت، آن هم در آن شرایط تیره و تار روزگارِ پیش از بعثت اندیشیدهاید؟ راستی
چگونه این بانوی فداکار و آزادمنش پیش از بعثت محمّد صلی الله علیه و آله و پیش از آشکار شدن شکوه و عظمت آن حضرت و
آیندهی درخشانش، گویی بسان او میاندیشید و از استبداد و انحطاط و کجروی و نادانی جامعه و دنیای خویش رنج میبرد و
راهی تازه و جامعه و جهانی نو و شرایطی آزاد و آباد و مردمی آگاه و عدالتجو و بامعنویت میجست؟ او در راه همگامی و
همراهی با پیامبر، خطرهایی حکیمانه مینمود و فداکاریهایی شجاعانه میکرد؛ برای نمونه او با آن ثروت و اعتبار، خود از خانهی
میرفت و با بالا رفتن از دامنهی « حِرا » بود – راه میافتاد و با پیمودن مسافت زیادی تا کوه « مسجد الحرام » خویش – که نزدیک
کوه، به پیامبر آب و غذا میبرد و او را در راه اوج و عرفان و نیایش و معنویت و به دوش کشیدن بار گران رسالت و به اهتزاز در
آوردن پرچم نجات و رستگاری بشریت یاری و همراهی میکرد؟ ( ۵۴ ) و نیز در کتاب دیگرش در بیان نقش تاریخساز و مترقی
خدیجه علیها السلام، او را مام گرانمایهی توحیدگرایان و کمالجویان، همسر و همتای لایق پیامبر محبوب و شریک دغدغهها و
هدفهای او، و مادر دعوت نجاتبخش اسلام عنوان میدهد. ( ۵۵ ) علّامهی قزوینی در این مورد مینویسد: مام گرانمایهی فاطمه
علیها السلام، بانوی نوگرا و ارجمندی است به نام خدیجه علیها السلام؛ بانویی سپید چهره، بلند قامت و زیبا که در میان جامعه و
مردم، سخت پر شرافت بود، و در کارها بسیار خردمند. از هوش و درایت، بهرهای بزرگ داشت و در شئون زندگی از بینشی ژرف
برخوردار بود. در پرتو استقلال فکر و عمل و اعتماد به خود میزیست و به برکت مغز هوشمند خود، چرخهای اقتصادی و تجاری
گستردهی خود را به حرکت آورده و به مقررات و مدیریت اقتصادی و کارآفرینی آگاه و کوشا بود. اینها از صفات شایسته و
ویژگیهای آن بانوی بزرگ به عنوان یک انسان است. امّا صفات برجستهی او به عنوان یک همسر و برای زندگی مشترک، او
بانویی بود که ثروت هنگفت خود را به شوی گرانقدرش بخشید تا در راهی که میپسندد به کار گیرد. بیهیچ تردیدی سرمایهی
عظیم اقتصادی آن بانوی فداکار در پیشرفت اسلام و برپایی جامعهی جدید نقش اساسی داشت؛ چراکه اسلامِ در حال شکل
گرفتن، نیاز به امکانات اقتصادی داشت، و خدا بر اثر درستاندیشی و اخلاص خدیجه علیها السلام، این افتخار را به او داد که
ثروتش را برای پیشرفت دین و آزادی انسان مهیا ساخت، و با تأمین نیاز اقتصادی پیامبر و نواندیشان همراه او در آن مرحلهی
حسّاس، هدف پیامبر که برپایی پایههای عدالت و آزادی بود استوار شد. به همین جهت هم پیامبر فرمود: هیچ ثروتی، بسان ثروت
۵۶ ) پیامبر با بهرهگیری از ثروت ) «. ما نَفَعَنِی مالٌ قَطْ مِثْلُ مَا نَفَعَنِی مالُ خَدیجَ ۀ » . خدیجه برای اهداف بلند من سودبخش نیفتاد
خدیجه علیها السلام، ضمن پرداخت وام وامداران، بردگان را آزاد و به درماندگان کمک میکرد. بار را از دوش آنان برمیداشت،
و در رخدادهای ناگوار زندگی از آن مال پر سعادت به هر اندازه لازم بود، هزینه میکرد و زیر بال محرومان را میگرفت. او
هنگامیکه در مکه بود به یاران آزادیخواه، امّا تهیدست و زیر فشار، کمک میکرد و امکانات هجرت مهاجران را فراهم مینمود.
او در حیات درخشان آن یار فداکار آنچه صلاح میدانست از داراییاش هزینه میکرد و پس از رحلت او نیز آن را خود و
فرزندانش به ارث بردند. ( ۵۷ ) به همین جهت است که سخن جاودانهی پیامبر مفهوم روشن خود را پیدا میکند که فرمود: اسلام
پس از جاذبهی مفاهیم و معنویت مقررات خود، با شجاعت و شمشیر عدالتطلب علی، و دارایی خدیجه، در برابر فشار استبداد
زندگی و همگامی این بانوی بزرگ با پیامبر، «. ما قامَ وَ لَا أسْتَقامَ الدِّینُ اِلَّا بِسَیفِ عَلِی وَ مالِ خَدیجَۀَ » . برپای ایستاد و استواری یافت
صفحه ۱۹ از ۳۸
در خور هرگونه تحسین است. به همین دلیل آن حضرت پس از رحلت او نیز هرگاه نام بلند آوازهاش به میان میآمد، برایش طلب
آمرزش میکرد و قلب مصفایش به یاد او میشکست و در اندوه آن یار مهربان و فداکار اشک میریخت. روزی آن حضرت از
خدیجه علیها السلام همانند همیشه، با عظمت بسیار یاد کرد که عایشه گفت: او بانویی سالخورده بود و خدا بهتر از او به شما داده
است! امّا پیامبر حقشناس فرمود: هرگز، چرا که او هنگامی به من ایمان آورد که مردم به من کفر ورزیدند، و زمانی مرا تصدیق
کرد که مردم مر در دعوت آسمانیام دروغگو شمردند، و آنگاه مرا در دارایی هنگفت خویش شریک ساخت، که مردم مرا از
ثروت خویش محروم ساختند، و خدا فرزندانی ارجمند از آن بانوی پاکروش به من ارزانی داشت. ( ۵۸ ) دانشمند شهیر عرب، بانو
خدیجه علیها السلام سر فرود میآورد و در برابر او با نهایت فروتنی « أُمُالْمومنین » مینویسد: تاریخ در برابر شکوه و عظمت « قرّاعه »
میایستد و نمیداند که نام این بانوی بزرگ جمال و کمال را در کدامین فراز بلند خویش به ثبت برساند. ( ۵۹ ) و نیز پزشک
دانشمند، دکتر سعیده کرمی در این مورد مینویسد: بیست و پنج بهار از عمر پربرکت پیامبر میگذشت که با خدیجه – که برترین
و والاترین دختر حجاز بود – پیمان زندگی مشترک بست، و فصل تازهای در زندگیشان آغاز شد. ( ۶۰ ) ازدواج پیامبر با خدیجه
علیها السلام در نوع خود بینظیر و دارای ویژگیهایی بیسابقه بود؛ چراکه این پیوند مبارک نه ثمرهی عشق زودگذر بود، و نه
برخاستهی از انگیزههای مادّی یا دیگر امور و اهداف رایج، که در ازدواج چهرههای سرشناس وجود دارد. هدفهای سیاسی نیز در
امضا و تشکیل این زندگی و ساختار آن نقشی نداشت. افزون بر اینها، زندگی و شرایط اقتصادی پیامبر و خدیجه نیز با یکدیگر
تناسبی نداشت، چراکه پیامبر دارای امکانات اقتصادی نبود، و همانگونه که دوران کودکی را در کنار عمویش زندگی کرده بود،
باز هم با او میزیست، امّا خدیجه ثروتمندترین دختر جهان عرب بود؛ به همین جهت فاصلهی زیادی میان سطح زندگی پیامبر و او
مینگریم، امّا آن دخت کمالجو نیک میدانست که آیندهی درخشان و امیدبخشی در انتظار آن جوان آزادمنش و نواندیش است.
غلام هوشمندش دریافته بود که در سفر پیامبر با کاروان تجارتیاش، همسفر او بود و نشانههای بسیاری « میسره » شاید این راز را از
از شکوه و درایت و امانت و اقتدار را در او دیده و همه را ضمن تقدیم گزارش کار به دخت خردمند حجاز، منعکس نموده بود؛ یا
« خدیجه » در شام، در مورد آیندهی شکوهبار محمّد صلی الله علیه و آله به گونهای به گوش « بُصری » آنکه پیشگویی آن راهب دیر
( رسیده، و او نیز در پرتو ژرفنگری و الهام قلبی به آن دل بسته بود. ( ۶۱
برگرفته از کتاب نیمنگاهی به مدیریت و کارآفرینی خدیجه نوشته: علی کرمی فریدنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *