اخلاق و فضائل

حضرت خدیجه و پیشتازی در نماز

نماز و نیایش به معنای واقعی آن، اگر در زندگی فردی، خانواده، جامعه و حکومت، مخصوصاً در زندگی زناشویی، از جایگاه معتبر و خالصانه و درستی برخوردار باشد، به عنوان مراسمی تشریفاتی و یا سوداگرانه به آن نگاه نشود، هم نشانه ی رابطه ی دوستانه ی آن نمازگزاران با خداست و هم دلیل بر ویژگی های معنویتی و حق طلبی و قانون مداری و بشر دوستی آن هاست و هم اثر فوق العاده سازنده در بینش و منش و عملکرد و زندگی و در ادامه نسل های آن ها دارد.
چرا که این برنامه ی شبانه روزی در فرهنگ قرآن و روایات ما، در حقیقت روح عبادت، جان پرستش، بارزترین نوع بندگی و خلوص، پرواز روح و جان شیفته ی حق، معراج انسان در فضای بی کران معنویت، کلید بهشت، اوج گرفتن به قرب پروردگار، مهم ترین سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و… می باشد.
نمونه ی بارز سفارش به نماز در آیات الهی، از این قرار است: «… وَ أَقِمِ الصَّلاهَ إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ»؛ (۱۲) «و نماز را (که بزرگ عبادت خدا است) بسته بجای آر که همانا نماز است که اهل نماز را از هر کار زشت و منکر باز می دارد و همانا ذکر خدا بزرگتر است و خدا به هرچه کنید آگاه است.».
از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در این مورد آورده اند که: «لاصَلوهَ لِمَنْ لَمْ یُطِعِ الصَّلوهَ وَطاعَهُ الصَّلوهِ أنْ یَنْتَهِیَ عَنِ الَفَحْشاءِ وَالمُنِکرُ»؛ (۱۳) «کسی که فرمان برداری از نماز نکند، نماز او در حقیقت نماز درست و خداپسندانه ای نیست، و فرمان برداری از نماز نیز آن است که نمازگزار از زشتی و گناه دوری گزیند.».
به عبارتی دیگر پیام این روایت را می توان این طور گفت که:
نمازی انسان را از گناه و زشتی دور می سازد، که نماز واقعی باشد یعنی نمازی باشد که به آن دل دهیم و پیام انسان ساز آن را بشنویم و در کنارش کارهایی را انجام دهیم که ما را به خدا نزدیک کند. نه اینکه نمازگزار از گناه و زشتی و پایمال ساختن امنیت و آزادی مردم دوری نکند و یا اینکه حتی در نماز تازه گم شده هایمان را پیدا کنیم، تنها وقتی نماز اثربخش است که از نافرمانی خدا توبه ی واقعی کنیم و خود را از اسارت هواها و وسوسه های شیطانی دور کنیم، همان طور که خدیجه (سلام الله علیها) این گونه برتر و والاتر بودند و نه تنها نماز و نیایش واقعی داشتند بلکه در انجام آن پیشتاز بودند، از جمله برخی روایات در زمینه ی پیشتازی خدیجه (سلام الله علیها) در نماز؛
– پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پیش از دعوت اسلام و دعوت به ایمان، بارها فرشته ی وحی را دیده بود و نماز و نیایش را آموخته بود، و مدت ها بود که به طور پنهانی خدا را پرستش می کرد و نماز می خواند، روزی در حال نماز خواندن بود که علی علیه السلام آمد و آن حضرت را در حال نماز خواندن دید، او پیامبر را در حال دعا و نیایش دیده بود ولی در حال نماز خواندن ندیده بود، پس پرسید:
«یاابالقاسم، ماهذا!؟»؛ «ای پیامبر، این چه عبادتی است!؟».
«قالَ: هذِهِ الصَّلواهُ اللَّتی اَمَرَاللهُ بِها… فَدَعاهُ اِلی الإسلامِ فَاَسْلَمَ وَصَلّی مَعَهُ وَ اَسْلَمَتْ خَدیجَه…»(۱۴)
پیامبر فرمود: «این نماز است که خدا من را به انجام آن فرمان داده است… پس پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را به اسلام دعوت کرد، و او اسلام آورد و با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند و خدیجه (سلام الله علیها) نیز اسلام آورد و از آن روز به بعد هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به نماز می ایستاد، علی علیه السلام و خدیجه (سلام الله علیها) نیز با آن حضرت نماز می خواندند.».
روزی جناب ابوطالب به همراه پسرش جعفر از جایی می گذشت که دیدند، پیامبر صلی الله علیه و آله در جلو در حال نماز خواندن هستند و علی علیه السلام در سمت راست و خدیجه (سلام الله علیها) پشت سر او، به آن حضرت اقتدا کرده و نماز می خواندند، ابوطالب پس از تحقیق و فهمیدن، به پسرش جعفر فرمود: «صَلِّ جَناحَ اِبْنِ عَمِّک.»؛ (۱۵) «در کنار عموزاده گران قدرت محمد صلی الله علیه و آله قرار بگیر و با او نماز بخوان.».
جعفر با شنیدن حرف پدرش جلو رفت و اسلام آورد، و نماز خواند، در این حال ابوطالب شاد شد و سروده هایی را خواند.
عبدالله بن مسعود آورده است:
اولین چیزی که از اسلام و پیامبر گرامی دیدم و با شگفتی و شور و شوق یاد گرفتم، نماز و نیایش بود، روزی من به همراه گروهی از بستگانم و افراد قبیله ام به مکه رفته بودیم، پس از زیارت کعبه به رسم آن روز برای خرید، پیش عباس عموی پیامبر رفتم با او در حال گفتگو بودیم دیدیم مردی بزرگ وارد مسجدالحرام شد، در حالی که طرف راست او نوجوانی پرشکوه و پشت سرش بانویی باوقار بود، آنان تا نزدیک «حجر الا سود» رفتند، سپس آن مرد بزرگوار با نهایت ادب دستی بر آن سنگ کشید و آن دو. همراهش هم، همین کار را تکرار کردند، بعد از آن هر سه نفر به طواف خانه ی خدا پرداخته و هفت بار طواف کردند، پس از طواف کنار «حجر اسماعیل» آمدند و به نماز جماعت ایستادند، من که تا آن روز چنین نماز و نیایشی ندیده بودم، در فکر رفتم و به عباس گفتم: «این چه دینی و آیینی است!؟ انگار دین تازه ای در مکه ظاهر شده و ما بی خبریم!؟».
عباس گفت: «بله، دین تازه ای است! محمد صلی الله علیه و آله فرزند عبدالله و برادرزاده ی ارجمند من است و آن نوجوان هم علی علیه-السلام برادرزاده ی دیگرم، پسر ابوطالب است و آن زن نیز خدیجه (سلام الله علیها) بانوی خردمند و کمال جوی حجاز و همسر محمد صلی الله علیه و آله است. محمد صلی الله علیه و آله از جانب خدا پیام آورده است که : «پروردگار او همان پدید آورنده و تدبیرگر جهان و انسان است و از سوی او برنامه ای برای رستگاری و نجات مردم آورده.».
پرسیدم:آیا مردم هم به دین و آیین او آمده اند!؟
جواب داد: «واللهِ ماعَلَی الارضِ کُلِّها اَحَدٌیَدینُ بِهذَا الدّین اِلاّ هوُلاءِ الثَّلاثهَ»؛ (۱۶) «به خدا سوگند، که به کران تا کران این زمین پهناور، جز این سه تن و انسان توحیدگرا، کس دیگری را بر این دین نمی شناسم.».
پی نوشت ها:
۱- سیلاوی، الانوارالساطعه من الغراءالطاهره خدیجه بنت خویلد، ص ۳۵۴؛ محمدباقرمجلسی، بحارالانوار، ج ۸، ص ۵۳٫
۲- سوره علق (۹۶)، آیات ۱ تا ۲٫
۳- ذهبی، تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۱۱۸؛ عمربن کثیر قرشی، البدایه و النهایه، ج ۳، ص ۳؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۶، ص ۸۲؛ احمدبن علی. مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۱؛ محمدبن یوسف صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیرالعباد، ص ۱۵؛ علی بن یوسف حلی، العدد. القویه، ص ۳۴۰؛ زین الدین محمدبن علی ابن شهر آشوب، مناقب ال ابیطالب، ج ۱، ص ۴۴؛ عبدالحسین شرف الدین، النص و الاجتهاد، ص ۴۲۱٫
۴- علی بن یوسف حلی، همان، ص ۲۳۷؛ زین الدین محمدبن علی ابن شهر آشوب، همان، ج ۱، ص ۴۸٫
۵- محمدباقرمجلسی، بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۳۲٫
۶- محمدبن حسن طوسی، امالی طوسی، ص ۲۵۹٫
۷- سوره حجرات (۴۹)، آیه ۱۴٫
۸- جلال الدین سیوطی، تفسیردرالمنثور، ج ۶، ص ۱۰۰؛ محسن فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج ۵، ص ۵۶؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۰۸٫
۹- محسن فیض کاشانی، همان، ج ۵، ص ۵۶؛ محمدرضا قمی مشهدی، تفسیرکنزالدقائق و بحرالقرائب، ج ۱۰، ص ۳۸۷؛ ابن منظورمحمدبن مکرم، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۲۹۳٫
۱۰- محمدبن نعمان مفید، الافصاح فی امامه امیرالمؤمنین، ص ۲۱۷؛ علی بن یوسف حلی، شرح منهاج الکرامه فی معرفه الامام، ص ۴۴۵؛ ناصر. مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیرکتاب الله منزل، ج ۱۳، ص ۲۴۵، به نقل از استیعاب و صحیح بخاری طبق نقل المراجعات، رساله ۷۲، ص ۲۲۹٫
۱۱- عبدالرحمان بن علی بن محمد ابوالفرج، صفوه الصفوه، ج ۲، ش ۱۲۵، ص۷٫
۱۲- سوره عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۵٫
۱۳- محمدباقرمجلسی، همان، ج ۷۹، باب ۱، ص ۱۹۸٫
۱۴- همان، ج ۱۸، ص ۱۸۴؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج ۱، ص ۱۸۷٫
۱۵- فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص ۳۶٫
۱۶- ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج ۱۳، ص ۲۲۶؛ نورالله شوشتری، احقاق الحق و اذهاق الباطل، ج ۷، ص ۵۵۷، ج ۱۷، صص ۴۱۵ و ۴۱۶، ج ۲۲، صص ۵۹۲ تا ۶۰۰، ج ۳۰، ص ۶۶۲؛ فضل بن حسن طبرسی، همان، ص ۲۵؛ عبدالحسین احمدالأمنی نجفی، الغدیر فی کتاب والسنه و الادب، ج ۳، صص ۲۲۷ و ۳۲۷؛ محمدعبده یمانی، الانوار فی مولدالنبی، ص ۱۹۸؛ محمدالحسون، همان، صص ۳۱۹ و ۳۲۰؛ ابوالفتح کراجکی، کنزالفوائد، ج ۱، ص ۲۱۱؛ علی بن عیسی اربلی، همان، ج ۱، ص ۵۱۳؛ عزالدین ابن اثیر، همان، ج ۳، ص ۲۲۶؛ محمدبن جدید طبری، تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۴۵۹؛ مؤسسه ال البیت، مجله ی تراثنا، ج ۲۱، ص ۲۰۰؛ محمد حیاه الانصاری، المثانی، ص۲۵۲٫
جلد ۲
برگرفته از کتاب بانک کتب و مقالات حضرت خدیجه کبری علیها السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *