اخلاق و فضائل

حیا و عفت حضرت خدیجه سلام الله علیها

عفت، یکی از صفات نفسانی است که شهوت نیروی سرکش را مهار میکند. عفت و حیا، تمام.
حرکات و سکنات و گفتار و قلم انسان را کنترل میکند تا آنچه را که دلش میخواهد نکند و هرچه را نفسش اراده کرد به قلم و
زبان نیاورد و انجام ندهد. این حالت پسندیدهی روحی و روانی و این منش مترقی از ویژگیهای انسان خردمند و خردورز است، از
عوامل مهم و مؤثر روانی و مردمی در جلوگیری از قانون گریزی و مرز شکنی و خودکامگی و خودسری است و از راه کارها و
ابزارهای لازم برای ساختن جامعه و تمدن و محیط و شرایط و فضای اجتماعی و سیاسی و قضایی و اقتصادی مطلوب برای تأمین
حقوق و حرمت و آزادی و امنیت انسانها و باعث وجاهت و زیبایی و کرامت و آبروی فرد و جامعه و خانواده و نظام در برابر خدا،
خویشتن، افکار عمومی، و تاریخ است.
در کل حیا برای هر انسانی نیکو است، اما در بانوان و زنان نیکوتر و پسندیدهتر است، این ویژگی شخصیتی در حضرت خدیجه
(سلام الله علیها) نیز بسیار بارز و نمونه بود.
آن بانو در زندگیشان در برخورد با نامحرم همیشه از پشت پرده و حجاب صحبت میکردند، حتی در جلسهی خواستگاریشان، به
( نقل تاریخ از پشت پرده صحبت میکردند مگر جایی که با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبتهای آخر را کردند. ( ۹
از نمونههای دیگر عفت و حیا، مخصوصاً در شبهایی که پیامبر صلی الله علیه و آله نبودند، این بود که شبی که به امر الهی چهل
شب را دور از همسر خود بودند، نوشته شده که این بانو سرخود را در هنگام شب میپوشاندند و پردهی در را می انداختند و در
( خانه را میبستند. ( ۱۰
اینها همه نشانههای عفت و حیاست، آن هم درزمان های جاهلیت و تیر و تاریک که چنین رفتارهایی را نمیتوان در شخصی سراغ
گرفت.
از بارزترین نمونهی حیا و وقار خدیجه (سلام الله علیها) را میتوانیم در لحظات آخر زندگیشان پیدا کنیم. او در آن لحظه خود را
از خدا طلبکار میدانست و نه از پیامبر صلی الله علیه و آله، به همین خاطر از پیامبر صلی الله علیه و آله خواست که دعایش را
بدرقهی راه او کند، از درگاه الهی برایش آمرزش بطلبد و قبل از به خاک سپردنش لحظاتی خود پیامبر صلی الله علیه و آله در قبر
او وارد و با نماز و دعایش آنجا را پر از برکت کند.
صفحه ۱۱ از ۲۵
پس از آن یک تقاضای مادی از همسرش داشت ولی احساس شرم و حیا به او اجازهی مطرح.
کردن آن را نمیداد، به خاطر همین پیامبر صلی الله علیه و آله، خدیجه (سلام الله علیها) و دخترش فاطمه (سلام الله علیها) را تنها
یاحَبیبی وَ یاقُرَّهَ عَیْبنی! قَولی لابیک انَّ اَنّی تَقولُ اَنَا خائِفَۀٌ مِنَ القَبراُریدُمِنکَ رَدائکَ » : گذاشت و بیرون آمد، او به دخترش گفت
هان ای محبوب مادر، نور چشمم، به پدر گران قدرت بگو، مادرم میگوید من از » ؛« الذّی تَلِبسُهُ حینَ نُزُولِ الوَحیُ تَکَفِّنُنِی فیه
خانهی قبر، شب اول قبر و تنهایی در قبر نگرانم و میترسم، از شما تقاضا دارم یکی از جامههای خود را که به هنگام فرود فرشته ی
(۱۱)«. وحی و دریافت پیام خدا و راز و نیازهای شبانه می پوشیدید، به من هدیه کنید تا پس از مرگ، بدنم را با آن کفن کنم
فاطمه (سلام الله علیها) تقاضای مادر را به پدر گفت، و پیامبر صلی الله علیه و آله خواستهی یارش را انجام داد و بلافاصله ردایش را
به فاطمه (سلام الله علیها) دادند و او هم آن ردا را با خوشحالی پیش مادر برد.
برای پیامبر صلی الله علیه و آله این لحظات بسیار سخت بود، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله به خدیجه (سلام الله علیها) خیلی علاقه
داشت، خدیجه (سلام الله علیها) حتی در آخرین لحظات عمرش، حیا و عفتش، را که یکی از عواملی بود که گرمی و آرامش
کانون خانواده و تداوم زندگی و عشق و علاقه به همسرش را بیشتر میکرد، حفظ کرد.
اصولًا نظام خانواده در اسلام بر پایهی حیا و عفت و ایمان و تقوا استوار شده، اگر زن دارای حجاب و حیا باشد، شوهرش هم دارای
چشم پاک و آرامش خاطر او خواهد بود، اما اگر زنی از بیبندوباری جهان غرب تقلید کند، نه تنها کانون گرم خانواده را به هم
میزند بلکه در جهنم ابدی و دائمی خواهد سوخت.
برگرفته از کتاب ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه نوشته: مهدی وزنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *