اخلاق و فضائل

راز معنویت و برکت خانه خدیجه

خانه ی پرشکوه خدیجه سلام الله علها به قداست و معنویت ویژه ای آراسته است، چرا که این سرای سعادت و سعادت ساز از مکان های مقدس و تاریخ سازی است که:
۱)- به گواهی محدثان و تاریخ نگاران این خانه ی مبارک پیش از طلوع خورشید اسلام و فرود وحی و بعثت پیامبر نیز، خانه ی پاکی و پروا بود و در آنجا کسی می زیست که آشنا و بیگانه و کوچک و بزرگ او را پاک روش و پاک منش و «طاهره» می خواندند.
علی علیه السلام در سوگ جانسوز خدیجه … بر این حقیقت این گونه گواهی می دهد:
اعینی جودا بارک الله فیکماعلی هالکین لا تری لهما مثلاً
علی سید البطحاء و ابن رئیسهاو سیدۀ النسوان اول من صلی
مهذبه قد طیب الله خیمهامبارکه و الله ساق لها الفضلا
فبث اقاسی الهم و الثکلا …(۴)
هان ای دو چشم من! باران اشک از آسمان دیدگانم فروبارید، خدا این باران اشک را در سوگ دویار فداکار اسلام و قرآن و دو پشتیبان بی همانند پیامبرِ آزادی بر شما مبارک سازد؛ چرا که آن دو به راستی انسان های بی نظیری بودند.
هان ای دو چشم من! در سوگ غمبار سالار حجاز و فرزند سالار مکه، جناب ابوطالب و نیز در رحلت جانسوز سالار زنان- که نخستین بانوی توحیدگرا و پیشتازترین زن، در راه آزادی و معنویت بود، و با پیامبر خدا نماز می گزارد و به نیایش می نشست- باران اشک فرو بارید.
بر همان بانوی خود ساخته و پاک روش و پاک منشی که خدا خیمه و سرای او و گرداگردش را پاک و پاکیزه ساخته است.
بانوی پربرکتی که خدا او را به خاطر نواندیشی و شایسته کرداریش به شاهراه فضیلت ها و والایی ها راه نموده است.

۱- قدر/ ۱-۵٫
۲- شمس/ ۱۱-۱۵٫
۳- فروغ آسمان حجاز خدیجه، ص ۱۸۱- ۱۸۳٫
۴- مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص ۷۰؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۳٫
ص:۱۷۷
۲)- این خانه، پیش از فرود آیات در انگیزش مردم به انفاق و رسیدگی به محرومان و درماندگان جامعه و انجام کارهای شایسته و بایسته، به دلیل آگاهی خدیجه سلام الله علیها با آموزه های پیامبران پیشین و کتاب های آسمانی و با الهام از آنها، در انفاق و رسیدگی به محرومان پیشگام بود.
۳)- این خانه ی پرمعنویت، پیش از اسلام نیز این هسادت و لیاقت را داشت که کانون مهر و محبت به محمد صلی الله علیه و آله گردید ، و با نهایت صفا و اخلاص آن حضرت را به زندگی مشترک و پیوند مبارک دعوت نمود و او نیز پس از خانه ی ابوطالب، آنجا را برای زندگی خانوادگی برگزید.
۴)- آن سرای آزادی و آزادگی، پس از انگیزش محمد صلی الله علیه و آله به پیامبری و اصلاح جامعه و آزادی و رستگاری بشر، به پناهگاه آن حضرت از گزند دژخیمان و تاریک اندیشان تبدیل شد و صاحب آن سرا، به آن بزرگ مرد آزادی و ایمان از شرارت استبداد و عوامل آن پناه داد و همه ی اعتبار و وجاهت و امکانات و نفوذ اخلاقی خود را برای تأکین سلامت و امنیت کسی که پناهش داده بود و در جهت حمایت از دعوت توحیدی و ستم ستیز او به کار گرفت، و گاه به هنگام یورش دژخیمان اختناق و اشرافیت محافظه کار و خودکامه به پیامبر آزادی خود حراست و نگهبانی از جان گرامی آن حضرت را به عهده گرفت.
۵)- افزون بر این، آن سرای شکوه و معنویت مکان عروج پیامبر به سفر یا سفرهای معراج بود(۱)، و آن حضرت از آنجا به «مسجد الاقصی» برای عروج به آسمان ها و عالم بالا به پرواز در امد و پس از بازگشت نیز فرودگاهش همان خانه بود.(۲)
۶)- و نیز آن خانه در آغاز درخشش اسلام به سرای امید و پناهگاه مسلمانان تبدیل شد.
۷)- آن سرای راستی و رستگاری، ولادتکاه زهرا سلام الله علیها، مکان رشد و شکوفایی شخصیت پر معنویت آن دخت بهشت و سرای انس و الفت او با مام ارجمندش خدیجه سلام الله علیها و خانه ی خاطرات الهام بخش و رنج های دوران کودکی و خوردسالی اوست.
۸)- آن خانه ی مهر و محب، نخستین آموزشگاه دوران خردسالی و کودکی و اولین دانشگاه روزگار نوجوانی و جوانی علی علیه السلام و کانون رشد و تربیت اوست، که خود در خاطراتش از آن روزگار درخشان و به یادماندنی می فرماید:
«وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِالْقَرَابَهِ الْقَرِیبَهِ وَ الْمَنْزِلَهِ الْخَصِیصَه … وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ یَأْمُرُنِی بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَهٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا

۱- الانوار الساطعه من الغراء الطاهره، ص ۲۹۹٫ «و من فضائلها علیها السلام ان المصطفی و خاتم الانبیاء محمد صلی الله علیه و آله عرج الی السماء من دارها هذه الدار الشریفۀ التی یشار الیها بالبنان فی زمان الجاهلیۀ و فی زمان الاسلام هذه الدار التی کانت و ما زالت الی آخر لحظۀ من حیاتها الشریفۀ کانت مهبطاً للوحی و الملائکۀالمقربین و فیها عاش المصطفی صلی الله علیه و آله. و منها بدأ الاسلام و شاع و ذاع حیث یأتی جبرئیل علیه السلام بالبراق و یوقفخ فی باب دارها علیها السلام.
۲- اسرا/۱٫
ص:۱۷۸
یَرَاهُ غَیْرِی وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَدِیجَهَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَهِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّهِ…»(۱)
شما موقعیت مرا نسبت به پیامبر خدا در خویشاوندی نزدیک و در مقام و منزلت ویژه ام می دانید، پیامبر مرا در کنار خویش می نشاند و در حالی که کودک بودم، مرا در آغوش مهرش می گرفت و در بستر محبت و پدری خویش می خواباند…
آن حضرت هرگز در گفتار من دروغی نیافت و در کردارم، لغزش و اشتباهی ندید… من در زندگی،؛ هماره با پیامبر بودم؛ درست بسان فرزندی که هماره به همراه مادر است. پیامبر هر روز نشانه ی تازه ای از اخلاق نیکو و منش والا را برایم آشکار می ساخت، و به من فرمان می داد تا به او اقتدا کنم.
آن حضرت چند ماه از سال را در غار «حرا» می گذرانید، در آنجا تنها من او را می دیدم و کسی جز من او را نمی دید. در آن روزهای تیره و تار، در هیچ خانه ای جز خانه ی پیامبر- که بزرگ بانوی آزادی و آزادی، خدیجه هم در آنجا بو- اسلام و ایمان راه نیافته بود، و من در آن شرایط دشوار سومین آن دو انسان توحیدگرا و بزرگ منش بودم که در راه تحول مطلوب و ساختن جامعه و دنیایی نو و آزاد و آباد در تلاش و تکاپو بودم.
و نیک می دانم که خانه ی پیامبر در آن زمان، همان خانه ی پربرکت خدیجه سلام الله علیها بود.
۹)- از همه ی اینها برتر و بالاتر، آن خانه ی پرمعنویت فرودگاه وحی و فرشته ی وحی و محل آمد و شد فرشتگان است، که گروه گروه به حضور پیامبر می آمدند و می رفتند.
۱۰)- آن سرای شکوه، آغازین ماه ها و سال های بعثت- که شرک گرایان و محافظه کاران و مخالفان تحول و دگرگونی جامعه ابتدایی ترین حقوق پیامبر را بر نمی تافتند و بر آزادی و امنیت او یورش می بردند- کانون امن و امان و پرستشگاه خلوت و آرام آن حضرت و خدیجه و علی علیهم السلام برخی از پیشگامان دیگر بود.
۱۱)- آن خانه ی تاریخی و تاریخساز همان مکان مقدسی است که شب پر خطر و پرخاطره ی هجرت پیامبر، امیرمؤمنان جان را در طبق اخلاص نهاد و برای تضمین سلامت و امنیت پیامبرِ آزادی، بر بستر او خوابید و آن افتخار بزرگ و هماره برای او رقم خورد که:
«و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد»(۲)

و برخی از مردم برای به دست آودرن خوشنودی خدا جان خویش را فدا می کنند و می فروشند، و خدا بر این بندگان مهربان است.

۱- نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲٫
۲- بقره/ ۲۰۳٫
ص:۱۷۹
۱۲)- و سرانجام اینکه خانه ی خدیجه سلام الله علیها همان خانه ی اسلام، سرای ایمان، مبدأ هجرت و همان خانه ای است که در آن شب پر مخاطره شاهد دغدغه ها و دلهره ها ی فاطمه سلام الله علیها است، که از سویی در اندیشه ی دوری پدر و سلامت و امنیت آن حضرت بود و از دگر سو در اندیشه ی سلامتی یار فداکار پدر، و از طرف دیگر هر لحظه در انتظار هجوم ناجوانمردانه ی تاریک اندیشان به خانه بود ودر همان حال شاهد هیاهو و جنجال و بافته های شرک آمیز و کفرآلود آن تیره بختان بر ضد پدرش، پیامبرِ آزادی و عدالت؛ چرا که در آن شب تاریخی، فراتر از چهل تن از سفّاک ترین دژخیمان خشن و بی رحم شرک و استبداد، برگرد خانه ی پیامبر حلقه زده، و تصمیم داشتند تا با هجوم به موقع و برق آسا به اقامتگاه آن حضرت، او را با شمشیرهای کینه و تعصب از پا در آرند. در آن شبسخت، علی علیه السلام بر جایگاه پیامبر خوابید و پیشوای بزرگ اسلام پس از خروج موفقیت آمیز از حلقه ی محاصره ی دشمن تاریک فکر، به سوی غار «حرا» رفت تا از آنجا به سوی مدینه حرکت نماید، و دخت گرانمایه اش فاطمه سلام الله علیها در این بحران پیچیده در آن خانه ی ایمان و عدالت ماند و خدا می داند که در آن شب سخت و به یادماندنی چه وحشت و دلهره ای بر وجود گرانمایه اش سایه افکنده بود؟ چرا که او گرچه نوجوان بود، اما از درایت و هوش سرشاری بهره ور بود.
او، هم آن موقعیت حساس و پرخطر را به خوبی درک می کرد و هم از خشونت و سنگدلی شرک گرایان کوردل و تاریک اندیشان اصلاح ستیز به خوبی آگاه بود، و به همین جهت بدترین احتمالات در نظرش نزدیک ترین آنها به شما می رفت و خطرات سهمگین، هر لحظه در برابر چشمانش رژه می رفت.
۱۳)- و سرانجام اینکه این خانه ی مبارک همان فروشگاه شکوهباری است که خورشید اسلام از آنجا فروغ افکنی خود را بر جهان افسرده و مرده و آکنده ی از جهل و عقب ماندگی آغاز نمود، و صدها برنامه ی انسان پرور و نجات بخش و کار نیک و آثار شایسته و ماندگار از آنجا سامان داده شد، و یک تاریخ پرافتخار و پایان ناپذیر از خاطره ی الهام بخش و درس زندگی و آزادگی و فداکاری بی دریغ و وضف ناپذیر به وسیله ی پیامبر، علی، خدیجه و فاطمه – که درود خدا و مردم کمال جو بر آنان باد- از آنجا برای رستگاری انسان و رشد جامعه و تاریخ بیان گردید و به تابلو رفت.
این نکات مهم و سرنوشت ساز در مورد این سرا، هر کدام نشانگر آن است که خدیجه و خانه ی او دارای چه شایستگی و برازندگی بوده است که این رویدادهای بزرگ در آنجا روی داده است؛ چرا که بی هیچ تردیدی این رویدادهای مقدس و آسمانی در مکان پاک و پاکیزه و با معنویت رخ می گشایند، نه در جایی جز با این ویژگی ها؛ بر این باور، بسیار زیبنده است که مردم خداجو و آزادمنش با درایت و پشتکار از عالمان و فرهیختگان و نیز زمامداران کشورهای مسملان نشین بخواهند تا با کسب موافقت و همگاری دولت حجاز، این اقامتگاه پرمعنویت را به طور دقیق بیابند، و به ونه ای شایسته آن را بسازند، تا زائران خانه ی خدا در سفر حج و عمره، در آنجا نیز به پرستش خدا و نیایش با او بنشینند و ضمن زیارت خالصانه و متفکرانه ی آن سرای پرخاطره و الهام بخش، به نواندیشی و آزادی خواهی خدیجه سلام الله علیها، به درایت و خرد بزرگ او، به دگر اندیشی و دگر زیستی و استقلال طلبی و آرمان جویی و هضم نشدنش در محیط و جامعه ی ظالم عقب مانده، به پیشتازیش در اسلام و ایمان، به پیشگامیش در بیعت و حمایت از دعوت آسمانی و بشردوستانه ی
ص:۱۸۰
پیامبر، به جهاد دلیرانه، همت بلند ، فداکاری عجیب، شکیب قهرمانانه، ایثار و پایداری آن زن تاریخساز بیندیشند و ضمن بزرگداشت او، بنگرند که چگونه باید خود و دنیای خود را بشناسند و دریابند و با کدامین سبک بسازند؟
از امام باقر علیه السلام آورده اند که: به هنام فرارسیدن لحظه ی سفر وضف ناپذیر معراج، فرشته ی وحی آن مرکب ویژه را به در سرای خدیجه آورد … و پیامبر پس از نشستن بر آن به سوی قدس شریف رفت و در آنجا پیامبران خدا- که ابراهیم پیشاپیش آنان بود- به پیشواز آن حضرت آمدند و با اذن فرشته ی وحی، همگی بر پیابمر اقتدا نمودند و نماز خواندند …
«ان رسول الله لما اسری به نزل جبرئیل علیه السلام بالبراق … علی باب خدیجۀ …»(۱)
مرحوم شیخ انصاری در مورد سرای بامعنویت خدیجه سلام الله علیها می نویسد:
«و مستحب فی مکه التشرف فی منزل خدیجه»(۲)
و از کارهای پسندیده در مراسم حج و تشرف به مکه، دیدار از خانه ی پرخاطره ی خدیجه و زیارت آن است.
ابن بطوطه می نویسد:
«ومن المشاهد المقدسه بمقربۀ من المسجد الحرام قبۀ الوحی و هی فی دار خدیجۀ ام المؤمنین..» (۳)
و از جمله ی مکان های مقدس در مکه و در نزدیکی خانه ی خدا، فرودگاه وحی است که در سرای پرمعنویت خدیجه، مام ارجمند توحیدگرایان قرار دارد.(۴)
فصل شانزدهم: سخنان بزرگان، دانشمندان درباره حضرت خدیجه سلام الله علیها
اشاره

۱- الخرائج و الجرائح، ج۱، ص ۸۴ به نقل از الانوار الساطعه من الغراء الطاهره، ص ۳۰۱٫
۲- – مناسک الحج، شیخ انصاری، طبع اسلامیه، ص ۱۲۷ به نقل الانوارالساطعه، پاورقی، ص ۲۹۹٫
۳- – مناسک الحج، شیخ انصاری، طبع دارالکتب العلمیۀ، ص ۱۶۱ به نقل الانوارالساطعه، پاورقی، ص ۲۹۹٫
۴- فروغ آسمان حجاز خدیجه سلام الله علیها، صص۱۸۱-۱۹۲٫
ص:۱۸۱
در صدد این نیستیم که با این سخنان، منزلت ام المومنین سلام الله علیها را بالا ببریم، زیرا برای علو درجه، و رفعت مقام این بانو، کافی است آن احادیثی که از رسول گرامی صلی الله علیه و آله در فضیلت و بیان مقام والای او روایت گردیده است را بخوانیم.
غرض از این سخنان آن است که، خواننده گرامی لمس کند که دانشمندان و نویسندگان و مورخان، با گذشت ادوار ، واختلاف مذاهب و فرقه ها، در ستایش و مقدس شمردن این بانو اتفاق نظر دارند. همه ی آنها خدیجه را با کمال نیکی یاد کرده اند، برای آنکه در وجود او عقیده ی صادق و ایمان استوار و فداکاری و از خودگذشتگی در راه مبدأ مشاهده نموده اند، در حالی که می بینیم برخی از زنان پیغمبر را با طعن و انتقاد یاد می کنند، و در آنها به موقعیتها و موضع گیری هایی اشاره می نمایند، که هیچ یک از آنها جای رشک و حسد نیست و این همان فرقها و امتیازاتی است که میان آنها و خدیجه وجود دارد.
برگرفته از کتاب دانشنامه حضرت خدیجه سلام الله علیها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *