ازدواج و همسر

رسالت غیرعلنی پیامبر

خدیجه علیها السلام پیوسته درانتظاردرخشش انوار نبوت ازسیمای مهربان همسرش بود از اینرو وقتی پیامبرازغارحرا به خانه آمد و ماجرای نزول فرشته وحی را برایش بازگفت، بی درنگ آن را تاییدکرد و به درستی گفتار پیامبرایمان آورد.او گفت: ای پسرعمو، شاد و ثابت قدم باش. سوگند به کسی که جان خدیجه دردست اوست، من امیدوارم تو پیامبراینامت باشی.
حضرت خدیجه علیها السلام در تمام مراحل زندگیش با پیامبر گرامی اسلام یار وآرام بخش ایشان بود. البته جایی برای تعجب وجود ندارد چرا کهدرمحدوده روابط سالم خانوادگی این کارمنطقی و آرمانی است؛ روابطی که آیین اسلام نیزبه آن تاکید نموده است.”هوالذی خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها.”(روم/۲۱)او کسی است که برای شما ازخودتان زوجهایی آفرید تا آرامش یابید.نمونه های متنوعی ازایجاد آرامشدر زندگی خدیجه علیها السلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وجود دارد. ابن هشام می نویسد:
“خدیجه علیها السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورد، گفتارش را تصدیق کرد واو را یاری داد واولین شخصی است که به خدا و رسولش و درستی آیات الهی ایمان آورد. خداوند به این طریق به پیامبرش آرامش داد به نحوی که هیچ خبر ناراحت کننده ای ازقبیل رد و تکذیب را نمی شنید مگراینکه خداوند به واسطه خدیجه علیها السلام گشایشی برایش ایجاد می کرد. وقتی خدا پیامبرش را به خدیجه علیها السلام برمی گرداند، او را ثابت قدم می کرد؛ دشواریها را براو آسان می کرد و تصدیقش کرده، کار مردم را برایش آسان می ساخت رحمت خدا براو باد.”
آنچه بر عظمت این خدمت می افزاید این است که هیچ گاه خود از راحتی ظاهری مطلوبی برخوردار نشد، نه آن زمان که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج کرد و طعن و ملامت شنید و نه در مراحل دیگر. تاریخ بهخوبی اسم برخی از آزاردهندگان و برهم زنندگان آرامش خانه رسول صلی الله علیه و آله و سلم را ثبت کرده است.”ابولهب، حکم بنعاص بن امیه، عقبه بن ابی معیط، عدی بن حمراثقفی و ابن الاصداء هذلی همسایگانی بودند که آزارش می دادند. و آسایش را ازخانه وی سلب می کردند. یکی از اینان، هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درحال نماز بود، رحم گوسفندی را برسرآن بزرگوار انداخت.یک بار نیز شخصی خاک برسرآن حضرت ریخت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با همان حال به خانه رفت. وضع پریشان پدرهمه را در نگرانی و اندوه فروبرد. یکی ازدختران رسول صلی الله علیه و آله و سلم بپاخاست، خاک از سر پدر زدود و گریست. پدر گفت: دخترکم گریه نکن خداوند نگاهبان پدرت است.
جُهال عرب برای انتقام ازپیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم گرفتند بستگان وی را از خانه هایشان بیرون کنند. ازاینرو دختر خدیجه علیها السلام را طلاق دادند و ضربه ای دیگر به سرورزنان قریش واردساختند. بااین حال بانوی پارسای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با درایت و صبرمحیط خانه را آرام می ساخت و حتی برای رفع ناراحتی های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تلاش می کرد.
برگرفته از کتاب بانک کتب و مقالات حضرت خدیجه کبری علیها السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *