ازدواج و همسر

مراسم ازدواج و عقد خدیجه

خانه خدیجه مرکز رفت و آمد بزرگان قریش و داد و ستد اموال تجارتی بود و بیشتر اوقات نیز مستمندان و یتیمان برای رفع
نیازمندیهای خود بدانجا رو میآوردند و هیچ گاه از ارباب حاجت خالی نبود.
ولی آن روز محفل تازهای در آنجا تشکیل شده بود و همگیو شاید از همه بیشتر خود خدیجهانتظار انجام مراسم عقد و ازدواجی
را که محفل به خاطر آنتشکیل شده بود میکشیدند.
محمد(ص)در آن روز بیست و پنج سال از عمر شریفش گذشته بود و خدیجه چهل سال داشت.
چند تن از بزرگان قریش برای انجام مراسم عقد بدان مجلس دعوت شده و حضور داشتند و عموهای پیغمبر نیز شرکت کرده بودند
و از بستگان خدیجه نیز چند تن آمده بودند که از همه معروفتر پسر عمویش ورقۀ بن نوفل بود و مسرت و خوشحالی از چهره وی و
دیگران بخوبی نمایان بود .
خطبه عقد به وسیله ابو طالب که بزرگ بنی هاشمو کفیل رسول خدا(ص)بود اجرا گردید و متن آن خطبه که در تواریخ با مختصر
اختلافی ثبت شده این گونه بود:
الحمد لله الذی جعلنا من ذریۀ ابراهیم و زرع اسماعیل و ضئضیء معد،و عنصر مضر،و جعلنا حضنۀ بیته،و سواس حرمه،و جعله لنا »
بیتا محجوجا و حرما آمنا،و جعلنا الحکام علی الناس،ثم ان ابن أخی هذا محمد بن عبد الله لا یوازن برجل من قریش الا رجح به،و لا
یقاس بأحد منهم الا عظم عنه،و ان کان فی المال مقلا،فان المال ظل زائل،و عاریۀ مسترجعۀ و له و الله خطب عظیم و نبأ شایع،و له
« رغبۀ فی خدیجۀ،و لها فیه رغبۀ،فزوجوه و الصداق ما سألتموه من مالی عاجلۀ و آجلۀ
۳) گردانید،و ما را سرپرستان خانه و ) « مضر » و اصل « معد » [ستایش خدای بزرگ را که ما را از نژاد ابراهیم و نسل اسماعیل و ریشه
خدمتگزاران حرمش قرارمان داد،و کعبه را برای ما خانهای که مقصود حاجیان است و حرمی امن گردانید و ما را فرمانروایان مردم
قرار داد.
صفحه ۹ از ۱۵
این محمدبرادرزاده مناست که با هر مردی از قریش از نظر فضیلت سنجیده شود از او برتر آید،و با هر کدام از آنان مقایسه گردد
از او فزونتر باشد.و او اگر چه از نظر مالی تهی دست است اما از آنجا که پول و ثروت سایهای است گذرا و عاریتی که هر روز در
دست این و آن باشد از این رو تهی دستی از مقام و شخصیت او نکاهد،و به خدا سوگند محمد در آینده داستانی بزرگ و
سرگذشتی مشهور دارد،وی متمایل به ازدواج خدیجه است و خدیجه نیز بدو مایل،اینک او را به ازدواج محمد درآورید و مهریه
هم هر چه خواستید به عهده من است که نقد یا نسیهبپردازم .]
خطبه عقد پایان یافت و پسر عموی خدیجه ورقۀ بن نوفلو بنا به قولی پدرش که در مجلس بودپاسخ داد که ما هم به این ازدواج
راضی هستیم و او را به عقد وی در آوردیم.
و در پارهای از تواریخ است که ابو طالب مهریه خدیجه را بیست شتر قرار داد و در تاریخ دیگری است که مهریه پانصد درهم پول
بوده است.
این مراسم با سرور و شادمانی انجام شد و به دنبال آن محمد(ص)دستور داد دو شتر نحر کردند و غذایی به عنوان ولیمه عروسی
تهیه شد و خدیجه نیز جامه عروسی به تن کرد و مراسم زفاف انجام شد و رسول خدا(ص)از آن پس در کنار خدیجه احساس
آرامش بیشتری در زندگی میکرد و خدیجه یار و کمک کار خوبی در پیشبرد هدفهای عالیه رسول خدا گردید.
و از روزی که رسول خدا از سفر تجارتی شام به مکه بازگشت تا روزی که این مراسم پایان پذیرفت نزدیک به دو ماهو به قولی
پانزده روزطول کشید.و از کسانی که اشعاری به عنوان تهنیت و تبریک سروده عبد الله بن غنم یکی از شعرای مشهور عرب است
که خطاب به خدیجه گوید :
هنیئا مریئا یا خدیجۀ قد جرت
( لک الطیر فیما کان منک بأسعد ( ۴
تزوجته خیر البریۀ کلها
( و من ذا الذی فی الناس مثل محمد ( ۵
و بشر به البران عیسی بن مریم
( و موسی بن عمران فیا قرب موعد ( ۶
اقرت به الکتاب قدما بأنه
( رسول من البطحاء هاد و مهتد ( ۷
برگرفته از کتاب ازدواج با خدیجه (س) و ماجراهاى بعد از آن تا بعثت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *