نقش تربیتی و ارشادی

نیمنگاهی به مدیریت و کارآفرینی خدیجه علیها السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم دانش و هنر مدیریت و کارآفرینی همایش انجمن زنان مدیر کارآفرین را – که گامی است مدنی و
متمدّنانه و ارزشمند در راه رشد و شکوفایی جامعه و استقلال و امنیت و برابری و تأمین حقوق و کرامت انسان، بر همهی نواندیشان
و کمالجویان به ویژه شما بانوان آگاه و پرتلاش و حقجو و و معنویتخواه و با تدبیر ایران عزیز تبریک عرض میکنم، و در این
راه دشوار، امّا ارزشمند و زندگیساز، با همهی وجود برایتان آرزوی موفقیت و پیشرفت مینمایم؛ و از بارگاه خدای دادگر و
دادگستر، روز و روزگاری را خواهانیم که زن و مرد و پیر و جوان و کودک و کهنسال جامعهی ما – که به بیان زیبای امام علی،
یکسره برادر و خواهر دینی و نوعی و دارای حقوق و کرامت و حرمت انسانی برابر ( ۱) هستند – از امکان اشتغال آبرومندانه و
درآمد کافی و امنیت فکری و شغلی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی و معنوی – که از طبیعیترین و ابتداییترین حقوق شهروندی
و اساسیترین حقوق بشر است – بهرهور گردند و بدون دغدغهی نان و جان، در راه سرفرازی خود و جامعه و جهان خود بکوشند.
در این نشست علمی و فرهنگی و مذهبی سه بحث در خور طرح است: الف. نگاهی کوتاه به اصول و ارکان مدیریت و فرماندهی؛
ب. نگاهی به اندیشه و منش و ویژگیهای بزرگ بانوی خردمند و نواندیش حجاز، خدیجه علیها السلام که از پیشتازترین زنان در
مدیریت و مهندسی اجتماعی و اقتصادی و کارآفرینی بود؛ همانسان که در معنویت و اخلاق و ایمان و آزادگی و آزادیخواهی و
دیگر ارزشهای انسانی به صورت سیمایی پیشتاز و نمونهای درخشان جلوه کرد. ج. پرتوی از مدیریت اقتصادی و تجاری و
کارآفرینی بانوی آزادی و معنویت در آن جامعه و محیط و دنیای بسته و تاریک.
[الف:] نگاهی کوتاه به] اصول و ارکان مدیریت و فرماندهی
اشاره
صفحه ۸ از ۳۸
شاید در گذر زمان، هیچ روزگاری به اندازهی جهان معاصر، بر سر مفاهیم بحث و گفتگو نبوده و وصف و تعریفهای متنوع در
مورد هر موضوعی ارائه نشده است، به گونهای که گویی اندیشمندان و صاحبنظران، با هم پیمان بستهاند که در وصف و تعریف
هیچ موضوع مهم و حسّاسی، اتفاق نظر و دیدگاه هماهنگ نداشته باشند و برای هر مفهومی دهها و گاه صدها تعریف متفاوت و
گاه متناقض ارائه دهند. موضوع مورد بحث ما در این نشست و این فرصت نیز – که مفهوم مدیریت و ساماندهی است – یکی از
همان مفاهیم پرماجرا و پر مناقشه است که به دلایل گوناگون، از جمله، هدفها و غرضهای سیاسی و اقتصادی و مذهبی، به
سرنوشتی گرفتار آمده است که گویی تعریف درست و دقیق برای آن بسیار دشوار و پیچیده است، ( ۲) امّا ما در آغاز این سخن به
تعریفی که از میان تعاریف برگزیدهایم، بسنده میکنیم و با اندک شرح و توضیح آن، به سراغ اصل بحث میرویم: مدیریت عبارت
است از دانش و هنر برنامهریزی، ایجاد تشکل و هماهنگی و قدرت رهبری و کنترل تلاشهای گوناگون به منظور رسیدن به هدفی
معلوم و مقرر. یکی از مهمترین کتابهای دانشکدهی علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، مدیریت را اینسان تعریف
میکند: مدیریت، عبارت از دانش و هنر برنامهریزی، ایجاد تشکل و هماهنگی و قدرت رهبری و کنترل تلاشهای گوناگون به
در لغت به معنای اداره کننده، و به کسی که کاری را اداره میکند تعبیر « مدیر » منظور رسیدن به هدفی معلوم است. ( ۳) واژهی
شده، و واژهی تدبیر و اداره کردن نیز به معنای کارگردانی، نظام بخشیدن به کارها و ساماندهی شئون آمده است، و واژهی
نیز آمده است؛ « مدیر بودن » نیز به معنای کارگردانی و گردانندگی است. در فرهنگهای واژهشناسی، مدیریت به معنای « مدیریت »
۴) امّا در اصطلاح به انجام کارها به وسیله دیگران و از راه به کارگیری دیگران یا به معنای کار کردن با مردم و در میان مردم و )
برای مردم تعبیر میشود. منظور از این وصف و تعریف این است که هیچ نهاد اجتماعی بدون در نظر گرفتن مردم و نیازهای آنان و
بدون آنکه به راستی برای مردم باشد، تأسیس نمیشود، پس سیستم و یا نهادی که برای خدمت به انسانها نباشد، وجودش مورد
پرسش خواهد بود، ( ۵) به همین جهت مدیر باید با افرادی که در درون و یا برون سازمان و تشکیلات هستند، همراه و همگام باشد.
او نمیتواند و نباید با آنانی که کار میکنند، خواه کارمندان و کارگزاران و یا مردم، که سازمان برای آنان تشکیل شده است،
ناهماهنگ و در جهت عکس منافع و آرزو و آرمان آنان باشد. مدیر میان مردم زندگی میکند و در جمع افراد سازمان عضویت
دارد، منظور از عضویت این است که او یکی از اعضای جامعه است و دیگران او را یکی از خودشان به حساب میآورند. با نگاهی
دقیق به زندگی الهامبخش پیامبر، درمییابیم که آن حضرت پیش از انگیزش و دوران بعثت در میان مردم بود و همه جا عضو
ما أَنَا » ؛ اثرگذار گروه و جامعه به شمار میرفت، و با همهی بزرگی و شکوهی که داشت میفرمود: من کسی جز یکی از شما نیستم
روشن است که برای مردم بودن، به مفهوم در خدمت مردم و خدمتگزار راستین آنها بودن است. اگر مدیر، قدر «. إلَّا کواحِ دٍ مِنْکمْ
مدیر در همهی شرایط و در هر « رَئِیسُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ » : و اعتباری دارد، فقط به خاطر خدمت به مردم است، به مصداق این بیان که
فراز و نشیبی باید انگیزه و نیت خدمت به انسانها را داشته باشد، خواه مردمِ قلمرو مدیریت او از همکاران و هواخواهان او باشند یا
محَبَّۀَ لَهُمْ، وَ اللُّطْفَ بِهِمْ … فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَک فِی الدِّینِ وَ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *