آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
شعر در مدح حضرت خدیجه (س) – کنیز خدا
شعر در مدح حضرت خدیجه (س) – کنیز خدا من آن کنیز خدایم که یار طاهایم منم که مادر امّ الائمه زهرایم به افتخار کنیزی مصطفی این بس که من […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – میسوزم از شرار نفس های آخرت
میسوزم از شرار نفس های آخرتاز لحن جانگداز وصایای آخرت دستم به دست بی رمقت میشود دخیلدر پیش دیدگان گهربار جبرئیل دستم شبیه دست تو تبدار میشوددیوار غصه بر سرم […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – مادر سلام حال غریبت چگونه است؟
مادر سلام حال غریبت چگونه است؟مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟ حالی غریب داری و در فکر رفتنیدردی به سینه داری و حرفی نمی زنی داری برای رفتن خود […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – هنوز چهرۀ مکه غبار ماتم داشت
هنوز چهرۀ مکه غبار ماتم داشتهنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت دل لطیف پیمبر غمین زهرا بودبه سینه درد و غم و غصه های عالم داشت سخن ز رحلت بانوی […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – اَسما من ِ غمدیده دارم میروم سوی جنان
اَسما من ِ غمدیده دارم میروم سوی جنانبا سوز و آه و ناله و خون دل و اشک روان او/جز قلب زار و/مضطر نداردشب عروسی/مادر ندارد جان تو و جان […] -
0
شعر مولودی و مداحی در مورد حضرت خدیجه – مادر، تو که داری می ری به سفر
مشخصاتمناسبت رحلتسبک ولادتیقالب آهنگینشاعر ناشناسمتن شعرمادر، تو که داری می ری به سفریه نیگا کن به حال پدر( منم و چشمای شده تر (منو ببر ۳ بی تو خونمون غرق […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – مادر میان بستر خود روضه می خواند
مادر میان بستر خود روضه می خواندبا اشک های کوثر خود روضه می خواند نیّت نمود و شانه زد بر موی زهرابا مویه های آخر خود روضه می خواند او […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – حراء چشم تو هر روز قامتش می دید
حراء چشم تو هر روز قامتش می دیدخراب و خسته ی این راه های نا هموار به دوش عاطفه اش سفره ای ز نان و رطبمیان کام عطش ناک او […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – ای ز ازل آشنای من ذکر تو روح دعای من
ای ز ازل آشنای من ذکر تو روح دعای مناین تو و لطف و عطای تو این منوجرموخطای من ظلمت نفسی خدای من ابر کرم بر سرم ببار رفته ز […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – مادر سلام حال غریبت چگونه است؟
مادر سلام حال غریبت چگونه است؟مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟ حالی غریب داری و در فکر رفتنیدردی به سینه داری و حرفی نمی زنی داری برای رفتن خود […]