آرشیو مقالات و داستانها
-
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – من از آغاز دین،دین محمّد را که دیدم
من از آغاز دین،دین محمّد را که دیدمفداییاش شدم عشق نبوت را خریدم به دل مُهرش نهادمبه پایش دل فتادم همیشه شد مرادمخداحافظ محمّد(۲ به خانه تا که میآمد نبی […] -
0
امام حسین (ع) و زیارت قبر حضرت خدیجه
امام حسین (ع) و زیارت قبر حضرت خدیجه امام حسین علیه السلام در مکه به زیارت قبر مادربزرگ خود، حضرت خدیجه سلام الله علیها، رفت و در آن جا نماز […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – از ماتم تو فاطمه جان گریه می کنم
از ماتم تو فاطمه جان گریه می کنمبی صبر می شوم و چنان گریه می کنم یا اینکه در مصیبتت از دست می رومیا اینکه با تمام توان گریه می […] -
0
شعر – خدیجه علیها السلام مادر خجسته اثر
شعر – خدیجه علیها السلام مادر خجسته اثر «قادر» اصفهانى – قادرى یا حضرت خدیجه تو نور هدایتى آئین مهرورزى و حق را تو آیتى بنت الخویلدى و خلل ناپذیریت […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – دستم شبیه دست تو تبدار میشود
دستم شبیه دست تو تبدار میشوددیوار غصه بر سرم آوار میشود رحمی نما به حال پریشان دخترتمادر مکش عبای پدر را تو بر سرت دلواپس غروب توام،آفتاب منبر روزهای روشن […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – کیستم من بانوی اسلام، امالمؤمنینم
کیستم من بانوی اسلام، امالمؤمنینممادر کوثر، امید رحمۀ للعالمینم آسمان معرفت، بر روی دامان زمینمبانوی باغ جنان، محبوبۀ جانآفرینم مثل زهرا دخترم آئینۀ حق الیقینمبارها از حق سلام آورده جبریل […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – میسوزم از شرار نفس های آخرت
میسوزم از شرار نفس های آخرتاز لحن جانگداز وصایای آخرت دستم به دست بی رمقت میشود دخیلدر پیش دیدگان گهربار جبرئیل دستم شبیه دست تو تبدار میشوددیوار غصه بر سرم […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – شد بی کفن بودن در این عالم نشان تو
شد بی کفن بودن در این عالم نشان تووقت سفر نام حسین ورد زبان تو ای بی کفن صاحب کفن از آسمان گشتیپوشیده شد در نور حق قد کمان تو […] -
0
مداحی – رحلت حضرت خدیجه (س) – چون لاله به رنگ خون نشسته
مداحی مناسبت: رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها مداح: اسلام میرزایی عنوان: چون لاله به رنگ خون نشسته چون لاله به رنگ خون نشسته چشم تر فاطمه خدیجه برخیز و […] -
0
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – اَسما من ِ غمدیده دارم میروم سوی جنان
اَسما من ِ غمدیده دارم میروم سوی جنانبا سوز و آه و ناله و خون دل و اشک روان او/جز قلب زار و/مضطر نداردشب عروسی/مادر ندارد جان تو و جان […]